عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

99

كشف الحقايق ( فارسى )

فصل بدانكه اصحاب نور هم دو طايفه‌اند و هر دو طايفه را اتفاقست كه هر دو عالم به حقيقت موجودند اما مىگويند كه وجود يكى بيش نيست و آن وجود حقتعالى است و به غير از وجود خدا چيزى ديگر موجود نيست و هر نوعى از انواع موجودات مرتبهء از مراتب وجودند و هر اسمى از اسماى موجودات اسمى از اسماى اين وجود است پس انسان مرتبهء از مراتب اين وجود باشد و اسم انسان اسمى از اسماء اين وجود . ديگر چون دانستى كه اين وجود مراتب و صور بسيار دارد هرآينه لازم آيد كه بعضى از مراتب و صور وى كامل و غير كامل و تام و غير تام باشند كه اگر نه چنين باشد مراتب و صور نباشند پس انسان اتم مراتب و اكمل صور اين وجود است . چنين دانم كه تمام فهم نكردى روشن‌تر بگويم . فصل بدانكه مراد اصحاب نور از اين سخن آنست كه هر صورت و هر صفت كه امكان دارد كه باشد اين وجود به آن صورت و به آن صفت موصوفست و اين كمال عظمت ويست . و به هر صورت و صفت كه مصور است و موصوف اسمى دارد و اين حجاب عظمت ويست . و بهر صورت و صفت كه مصور و موصوفست آن صورت و آن صفت در مرتبه وجود صورت و صفت كمالست كه اگر هر فردى از افراد موجودات در مراتب وجود نه به اين صورت و صفت بودندى كه دارند ناقص بودندى يعنى اگر كسى سؤال كند كه اين وجود به همه صورتها و به همه صفتها مصور و موصوفست چرا آدمى به دو سر و زياده و اشتر كوتاه‌گردن و گاو بىشاخ نيست ؟ و چرا آدمى كه هرگز نميرد و آدمى كه همه چيزها بداند و آدمى كه مرده زنده كند و آدمى كه بداند كه ريگ بيابان و برگ درختان و قطرات باران چند است نيست ؟